هولوکاست هم با حرف شروع شد، نه با اتاق گاز

چارلز اسمال :«من نمي‌دانم پشت پرده چه مي‌گذرد، اما از زمانی که انتخابات در ايران دزديده شد دولت اوباما حمايت چندانی از روند دموکراتيک در ايران و منطقه نکرد.»
دکتر چارلز اسمال اشر، مدير و بنيان‌گذار مرکز مطالعات يهودستيزی، در دانشگاه يل در آمريکاست. وی پيشتر در مبارزات ضد رژيم آپارتايد آفريقای جنوبی شرکت داشته و با پژوهش‌گران فلسطينی در مورد برقراری صلح بين اسرائيل و فلسطينی‌ها فعاليت کرده است. چارلز اسمال در تئوری اجتماعی و فرهنگی تخصص دارد و در دانشگاه‌های مختلف در آمريکا، اروپا و اسرائيل تدريس کرده است. وی اين هفته در راديو اروپای آزاد/راديو آزادی در پراگ سخنرانی داشت و در گفت‌وگويی اختصاصی با راديوفردا شرکت کرد.
دولت آمريکا از يک سو حمايت مالی خود را از برخی از سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی از جمله يک نهاد حقوق بشری که با دانشگاه يل در ارتباط است قطع کرده و از سوي ديگر پس از انتخابات رياست جمهوری ايران از وب‌سایت تويیتر خواست که تغييرات سايت خود را تا پس از بحران انتخابات در ايران به تعويق بيندازد تا کاربران ايرانی بتوانند به راحتی از طريق اين وب‌سايت اطلاع‌رسانی کنند. عملکرد دولت آمريکا را در مورد جنبش اعتراضی ايران چگونه ارزيابی می‌کنيد؟
فکر می‌کنم هنوز زود است که درباره عملکرد دولت اوباما نتيجه‌گيری کنيم، به نظر من در در حال حاضر شرايط روشن نيست، ما ديديم که آقای اوباما در سخنرانی معروف خود در قاهره خطاب به فلسطينيان و مسلمانان جهان گفت که دوست دارد ببيند که آنها سلاح خود را زمين گذاشته و به صورت مسالمت‌آميز برای به دست آوردن دموکراسی بکوشند، فکر کنم حدود ۹ روز بعد از اين سخنرانی ديديم که ميليون‌ها نفر از مردم تهران در خيابان‌ها برای احقاق حقوق خود به خيابان‌ها ریختند، ولی به نظر من اگرچه دولت اوباما سکوت نکرد، بسيار سرد با اين موضوع برخورد کرد.
من فکر می‌کنم که اعتراضات اخير در ايران فرصتی بود که دولت آمريکا از دستش داد. من نمي‌دانم پشت پرده چه می‌گذرد، اما از زمانی که انتخابات در ايران دزديده شد دولت اوباما حمايت چندانی از روند دموکراتيک در ايران و منطقه نکرد.
به نظر من مسئله اتمی ايران در حال حاضر باعث شده که غرب توجه کافی به مسئله حقوق بشر در ايران نداشته باشد که اين به نظر من نه تنها اشتباهی اخلاقی، بلکه اشتباهی تاکتيکی نيز هست.
شما در سخنرانی تازه خود در نيويورک گفتيد که سياست احمدی‌نژاد و برنامه اتمی ايران می‌تواند به نسل‌کشی يهوديان منتهی شود، اما سوالی که مطرح مي‌شود اين است که اگر ايران به اسرائيل حمله اتمی کند خود ايران نيز در اثر حمله اتمی متقابل نابود خواهد شد. اين را چگونه توضيح می‌دهيد؟
پاسخ به اين سوال به چند بخش تقسيم می‌شود: اول اين که آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی معروف خود در سال ۲۰۰۵ که در آن هولوکاست را نفی کرد گفت که اسرائيل بايد از نقشه جغرافيا محو شود.
آن چه که در رسانه‌ها چندان بازتاب نيافت اين امر بود که احمدی‌نژاد گفت همان طور که امام [آیت‌الله خمینی] گفته اسرائيل بايد محو شود. آيت‌الله خمينی که در يکی از کتاب‌هايش به‌روشنی سخن از نابودی اسرائيل و مردم يهود زده است.
من فکر مي‌کنم نابودی اسرائیل دليل وجودی جمهوری اسلامی است. اما چرا آنها مي‌خواهند اسرائيل را نابود کنند؟
جواب اين سوال اين است که اسرائيل تنها کشور مستقل غيرمسلمان در آن ناحيه است، منطقه‌ای که آنها معتقدند برای مسلمانان مقدس است، به نظر من حقيقت امر اين است و اين يک خطر جدي است، به نظر من خوب يا بد دولت ايران صراحتا و آشکارا همیشه به نابودی اسرائیل نظر داده است. ایران همچنين با حمايت از گروه‌های فلسطينی نظير حزب‌الله و حماس موجوديت کشور اسرائيل را به خطر می‌اندازند.
آيت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، در ۱۴ اوت سال ۲۰۰۶ در یک سخنرانی تنها راه حل برای مشکل خاورميانه را نابودی کشور اسرائيل دانست. من در اينجا نقل قول مستقيم ايشان را براي‌تان خواندم.
مي‌توانم اينجا براي‌تان ساعت‌ها از اين نوع سخنان از طرف مقامات عالی جمهوری اسلامی و سران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیاورم. آنها واقعا در ايراد اين اهداف صادق و روشن هستند.
اگر ايران به سلاح اتمی دست پيدا کند اولين کشوری خواهد بود که با تفکر ماوراء‌طبيعی و این که ماموریتی الهی دارد به چنین توانایی دست می‌یابد، و آن گاه فرمول‌های رئاليسم نظير توازن قوا که در زمان جنگ سرد وجود داشت در مورد ايران موثر نخواهد بود.
اما بعضی از تحليل‌گران معتقدند که منظور ايران از نابودی اسرائيل نابودی مردم آن کشور نيست، بلکه منظور آنها نابودی دولت اشغال‌گر قدس يا رژیمی مانند رژيم آپارتايد سابق در آفريقای جنوبی است. نظر شما چيست؟
مي‌دانيم که در غرب پژوهشگرانی هستند که مي‌گويند شما مي‌توانيد ضدصهيونيسم باشيد، ولی ضديهود نباشيد. اجازه بدهيد اين موضوع را از دو جنبه بررسی کنيم، اول گروه‌های تندرو اسلامی مثل القاعده، حماس و حکومت ايران که برداشت ویژه‌ای از اسلام دارند، آنها خيلی روشن و واضح صحبت می‌کنند و حق این است که ما به صراحت آنها در ابراز عقايدشان احترام بگذاريم.
آنها قصد کشتن يهوديان، صيهونيست‌ها و دولت اسرائيل را دارند. اگر به اساس‌نامه حماس که در اينترنت هم به‌آسانی قابل دستيابی است نگاهی بيندازيد به راحتی می‌بينيد که اگر اين اساس‌نامه جدی نباشد بيشتر به طنز شبيه است. حماس معتقد به پياده‌سازی خلافت اسلامی در فلسطين است، اما آنها برای توجيه و دليل حقانيت خود از يکی نوشته‌های دروغين و ضديهودی که محصول اروپاست استفاده می‌کنند و آن را در اساس‌نامه خود یعنی اساس‌نامه کل حماس جای داده‌اند.
اين پروتکل که در اواخر قرن هجدهم توسط روسيه و فرانسه نوشته شده به پروتکل بزرگان يهود مشهور است که نمونه‌‌ای است از تفکرات ضديهودي. ايران و حماس اين پروتکل را در تفکر بسته خود منعکس مي‌کنند. این نوشته راه را برای نسل‌کشی یهودیان آغاز کرد. در واقع هولوکاست هم با کلمه و در حرف شروع شد، نه با اتاق گاز و اردوگاه کار اجباری.
بنابراين اسلام‌گرايان تندرو موضع‌شان روشن است. اما بعضی از تحليل‌گران غربی بين تفکر سنتی ضديهود و حمايت از دولت اسرائيل تفاوت قائلند، آنها معتقدند مي‌توان مخالف تفکر يهودستيزی بود و ضدصهیونيست هم بود.
من به همراه يکی از همکارانم در دانشگاه يل، اد کاپلين، تحقيقی از پنج هزار شهروند اروپايی انجام داديم که نتايج گيج‌کننده‌ای داشت. ما يک سری سؤالات کلاسيک در مورد تفکر يهودستيزی مانند تصفيه يهوديان در جامعه و... پرسيديم.
سپس سؤالات بسيار تند در مورد دولت اسرائيل را مطرح کرديم. مثلا آيا دولت اسرائيل دولتی نژادپرست است، و چيزی که به دست آورديم چه در مورد تفکر ضديهود و تنفر از دولت اسرائيل هر دو پائين بود.
اما نکته قابل توجه آن بود که تعداد کسانی که هم ضد دولت اسرائيل بودند و هم ضديهود ۱۳ برابر کسانی بود که فقط ضد تفکر يهودستيزی بودند. اين خود نشان می‌دهد که اين نظريه که مي‌توان ضد دولت اسرائيل بود ولی لزوما يهودستيز نبود بسيار سست است.
نکته ديگر آن که در حال حاضر چهره شريری از اسرائيل در سراسر دنيا ارائه می‌شود. به نظر من اين شکل جديدی از تفکر يهودستيزي است، شايد هنوز صحبت از تفکر ضديهودی تابو باشد، اما صحبت‌های تند عليه دولت اسرائيل نه تنها بد نيست، بلکه مورد توجه نيز قرار مي‌گيرد.
برگرديم به «پروتکل بزرگان صهيون»؛ در کنفرانسی در نيويورک گفتيد که سخنرانی احمدی‌نژاد در کنفرانس دوربان [آفریقای جنوبی] از پروتکل بزرگان صهيون تاثير گرفته بود، پروتکلی که فاشيسم و نازيسم هم از آن ايده‌ گرفتند. اگر ممکن است بيشتر در این مورد توضيح بدهيد.
پيش از همه بايد بگويم که در ميان متون اعتقادی «پروتکل بزرگان صهيون» پس از قرآن دومين متنی است که در ميان مردم خاورميانه رواج فراوان دارد. در کشور ترکيه، ۱۲ انتشاراتی اين پروتکل را منتشر می‌کنند. در ايران، تمامی سفارتخانه‌ها، کنسولگری‌ها و مبلغين اين پروتکل را توزيع می‌کنند. اين متن در اصل روايتی است در باب سلطه‌جویی يهوديان و نقش آنها در به وجود آمدن بسياری از مشکلات. به گفته اين پروتکل هر مشکلی برگرفته از توطئه يهوديان است و يهوديان عامل به وجود آمدن تمامی بيماری‌ها و انقلاب‌ها هستند.
بياييد نگاهی بيندازيم به سخنرانی‌های احمدی‌نژاد، به عنوان مثال در کنفرانس دوربان در ژنو. احمدی‌نژاد از عده قليلی سخن به ميان می‌آورد که تمامی اقتصاد نيويورک را تحت کنترل دارند. بارها از زبان احمدی‌نژاد شنيده‌ايم که هولوکاست دروغ است، حقه‌اي است که صهيونيست‌ها به منظور توطئه، دزدی و منفعت شخصی آن را ساخته‌اند تا به استناد آن از کشورهای اروپايی خسارت مالی بگيرند، سرزمين‌های فلسطينی‌ها را اشغال و فلسطينی‌ها را قتل عام کنند .
در واقع طبق اين روايت نه تنها هولوکاست هيچ گاه اتفاق نيافتاده، بلکه توطئه يهودیان است که به کمک آن بتوانند تمام جهان را گول بزنند و از کشورهای اروپايی منفعت مالی ببرند و زمين‌های فلسطينيان را بدزدند. اين پروتکل واقعيت را به نحوی می‌چرخاند که يهودی‌ها خودشان می‌شوند توطئه‌گر و بانيان هولوکاست. قربانيان هولوکاست و يهوديانی که در آن دوره در تمامی اروپا آواره شدند، می‌شوند فاشيست و نازی.
به باور من، ما اکنون در وضعيتی اضطراری قرار داريم. از يک سو جنبش اسلامی- اجتماعی خاورميانه و چپ‌های افراطی را داريم که دولت اسرائيل را دولتی نفاق‌برانگيز، قاتل و فاشيست معرفی می‌کنند که فلسطينی‌ها را می‌کشد. اين جنبش که من از آن تحت عنوان «جنبش سبز و سرخ» ياد می‌کنم به تبليغات گسترده‌ای دست زده است.
گفتيد در ترکيه ۱۲ چاپخانه اين پروتکل را منتشر می‌کنند. ترکيه با ايران قابل قياس نيست. ترکيه عضو ناتوست و سعی دارد عضو اتحاديه اروپا شود. با اين اوصاف به نظر شما چرا اين حرکت از طرف حکومت تحت فشار قرار نمی‌گيرد؟ و کسی در مورد اين حرکت در ترکيه صحبتی نمی‌کند؟
سوال خوبي است. ما در سال ۱۹۴۸پيمان «منع و مجازات نسل‌کشی» را داشتيم که بيش از ۱۳۰ کشور اين پيمان را امضاء کردند. در بند سه اين پيمان به‌روشنی قيد شده است که «تحريک مستقيم و عمومی افراد به ارتکاب نسل‌کشی جرم است و بانيان آن بايد مجازات شوند». ايالات متحده و تمامی قدرت‌های اروپايی اين پيمان را امضا کرده‌اند. رژيم ايران، حزب حماس، حزب‌الله و پيروان‌شان بارها و بارها تهديد کرده‌اند که اسرائيل را نابود خواهند کرد و يهودی‌ها را خواهند کشت. البته که بايد به اين صداقت و شفافيت احترام گذاشت.
ولی هنوز هيچ کس در اتحاديه اروپا و ايالات متحده اين ادعاها را جدی نگرفته است. پيشتر از اين به شما گفتم که در ژنو در نشستی تحت عنوان «نژادپرستی، راهی که به نسل‌کشی ختم می‌شود» شرکت کردم. در اين نشست من در مورد تحريک به نسل‌کشی صحبت کردم. گروهی از روآندا در مورد اسرائيل ابراز نگرانی کردند.
از من پرسيدند آيا متوجه نيستيد که اين حس يهودستيزی و ضديهودی که اکنون سال‌هاست توسط پروتکل بزرگان يهود و تبليغات گسترده به ساکنين خاورميانه القا می‌شود می‌تواند خطرناک باشد؟ آنها اين دوران را مشابه با دوران پيش از فاجعه هولوکاست می‌دانستند و همچنين دوران کشتار توتسی‌ها در روآندا. از من خواستند تا به مردمم بگويم لطفا بيدار شويد. من فکر می‌کنم آنها درست می‌گويند. اين اظهارات «تحريک به نسل‌کشی» است و جنبشی است که به نسل‌کشی ختم خواهد شد. يک حرکت اجتماعی به سوی نسل‌کشی در جريان است.
این نگاه ضد اسرائيل به جايی رسيده است که برخی از مردم و سياست‌گذاران خواستار محو اسرائيل هستند. با اين وجود، متاسفانه در بسياری از کشورهای دموکراتيک اتحاديه اروپا، بازرگانان کماکان با ايران تجارت و حتی تبادلات نظامی دارند. آلمان از پيشروان اين مبادلات است که به‌راستی قابل سرزنش است. کشور آلمان که مدعي است از فاجعه هولوکاست درس گرفته چگونه می‌تواند با کشوری که هولوکاست را انکار می‌کند، افراد را به نسل‌کشی تحريک می‌کند و يهودستيز است وارد مراودات اقتصادی شود، این از درک من خارج است.
عده‌ای می‌گويند انکار هولوکاست توسط احمدی‌نژاد بيش از اين که نگاهی ايدئولوژيک باشد، روشي است برای تحريک جهان عرب و حتی جلب توجه. نظر شما چيست؟
من فکر می‌کنم اظهارات احمدی‌نژاد از يک سو تهديدی ايدئولوژيک است. به باور من، رژيم ايران باور دارد که با حذف اسرائيل از روی نقشه به مردم جهان خدمت خواهد کرد و احساس می‌کنند که اين وظيفه‌اي است که "بايد" انجام دهند.
از سوي ديگر، به نظر من احمدی‌نژاد نگرش کلاسيک يهودستيزانه را به طرز استادانه‌ای به کار می‌گيرد. برای مثال، زمانی که به ژنو رفت، تنها رهبری بود که در اين کنفرانس حاضر شد. او فقط آمده بود تا علیه يهوديان و استثمار غربی صحبت کند و به نظر من اين کار او تاثيرگذار هم بود. تاثير سخنان او را می‌توانيم در برخی کشورهای آفريقايی و در آمريکای جنوبی به‌روشنی ببينيم. همين امر باعث می‌شود تا تفکر ناپسند يهودستيزانه را در مناطقی مشاهده کنيم که هيچ گاه انتظارش را نداشتيم.
يهودستيزی يک بيماری است که ابتدا بر يهوديان تاثير منفی خواهد داشت، اما بعدها گسترش خواهد يافت. اگر به تاريخ يهودستيزی نگاهی بياندازيم، مي‌بينيم که تخريبی که اين نگرش در سطح جامعه به وجود می‌آورد بسیار عميق است. بنابراين اگر رژيم ايران به اين تخريب ادامه دهد، با استناد به تاريخ می‌توانيم مطمئن باشيم که اين تخريب به شکل جنگ يا چيزهای ديگر به خود ايران نيز باز خواهد گشت و اين مسئله جدي است. به عبارتی می‌خواهم بگويم يکی از چيزهايی که ما از تاريخ آموخته‌ايم اين است که تفکر يهودستيزی نه فقط برای يهوديان که برای تمام انسان‌ها خطرناک است.
جامعه‌ای که از اين تفکر تغذيه می‌شود يک نفرت بزرگ را در درون خود می‌پروراند که اگر اين نفرت سرريز شود، گروه آسيب‌پذير بعدی قربانی آن خواهند بود.
اکنون ما جنگ اسرائيل و فلسطين را داريم، درگيری‌های غزه را داريم که تصاوير و اخبار آن در تمامی جهان منتشر می‌شوند. فکر نمی‌کنيد که اين بازتاب‌ها و تصاوير برگ برنده‌اي است برای احمدی‌نژاد و ساير گروه‌های تندرو مثل حماس که نشان دهند اظهارات‌شان صحيح است؟
دقيقا. حق با شماست. من فکر می‌کنم آن چه از غزه به تصوير کشيده می‌شود بسيار دردناک است. اين که حدود ۱۴۰۰ نفر در غزه کشته شدند که در ميان آنها شهروندان معمولی نيز وجود داشتند بسيار ناگوار و غم‌انگيز است. عده‌ای می‌گويند بخش اعظم اين کشته‌شدگان رزمندگان حماس بودند، عده‌ای ديگر می‌گويند تنها عده قليلی از آنها حماس بودند و ساير کشته‌شدگان همگی شهروند معمولی. به نظر من در هر صورت، کشته شدن نابهنگام اتفاقی غم‌انگيز است.
اما مردم بايد کل چارچوب و وضعيت را مد نظر قرار دهند. اکنون سال‌هاست که افراد حماس در نزديکی مرزهای اسرائيل مستقر هستند و موشک‌های خود را به اسرائيل شليک می‌کنند. در يکی از روستاهای کوچک در نوار غزه، تخمين می‌زنند که ۹۷ درصد کودکان بر اثر اين انفجارها دچار اختلالات روانی، بی‌خوابی و شب‌ادراری شده‌اند.
آنها هر روز در وحشت به سر می‌برند. دولت اسرائيل، به باور من، بارها و بارها به حماس و جهانيان هشدار داد و در نهايت تصميم گرفت خودش دست به کار شود. من کشوری را در جهان سراغ ندارم که از طرف کشور ديگری مورد حمله قرار بگيرد و موشک‌باران شود و به اين هجوم پاسخی ندهد. بنابراين راهی که اسرائيل در پيش گرفت گريزناپذير بود. اکنون حماس تحت حمايت ايران علنا در تلاش است که اسرائيل را نابود کند و برای رسيدن به اين هدف دست به تبليغات زيادی هم زده است.
بنابراين وقتی ما به اين کشتارها در يک چارچوب کوچک و بدون زمينه قبلی نگاه می‌کنيم بسيار دردناک و غم‌انگيز است، ولی اين تمام ماجرا نيست. اگر حماس با بمب‌گذاران انتحاری خود و با پرتاب موشک شهروندان معمولی اسرائيلی را به قتل می‌رساند و به خاطر اين کشتار جشن مي‌گيرد اين کشتار بازتاب بين‌المللی چندانی نخواهد داشت.
اما از سوی دیگر، اگر اسرائيل برای دفاع از خود سعی کند پايگاه‌های موشکی حماس را از بين ببرد که حماس بعضا اين پايگاه‌ها را در مدارس غزه مستقر می‌کند، و اگر در اين عمليات دفاعی افرادی کشته شوند، از اين عمليات تحت عنوان فاجعه بين‌المللی ياد می‌شود. بنابراين، درک واقعيت بدون مد نظر قرار دادن پيش زمينه تاريخی و تنها با استناد به شواهد کوچک درست نيست. به نظر من، برای درک دقيق و عميق مسئله حماس و ايران و اسرائيل ما بايد به کل اين ماجرا در يک ظرف بزرگ‌تر و اهدافی توجه کنيم که اين افراد را وادار به ارتکاب چنين کارهايی می‌کنند.
گفتيد که يهودستيزی يک بيماری است که در نهايت به تخريب يهوديان ختم نخواهد شد و ديگران نيز از اين بيماری آسيب خواهند ديد. آيا فکر نمی‌کنيد به عنوان مثال در ميان راست‌های افراطی از همين ايده برای تخريب مسلمانان استفاده می‌شود؟
بله، قبول دارم. به نظر من، بخشی از مباحثات پيرامون مسئله مهاجرت و مسئله تاثيرگذاری اسلام در اروپا بعضا برگرفته از نفرت و ترس است که مطمئنا مسئله‌ساز است.
اما از سوي ديگر از جانب گروه چپ يک نوع تصور کاذب از تعدد فرهنگی و پذيرش اجتماعی وجود دارد. به عنوان مثال، تعدد فرهنگی يعنی پذيرش افراد ديگر با فرهنگ‌های متفاوت بر پايه احترام و شناخت متقابل. بنابراين اگر مثلا ما يک گروه سياسی تندروی اسلامی داريم که ضديهود هستند و تلاش دارند زنان را تحت سلطه در آورند و هم‌جنس‌گرايان را نابود کنند، در دنيای پست‌مدرن امروزی بسياری می‌گويند که بسيار خب، اين تعبير و روايت شخصی آنهاست و نه من، ولی ما اين را می‌پذيريم به خاطر اين که بايد به فرهنگ ديگران احترام بگذاريم.
ولی من مي‌گويم نه. درست است که تعدد فرهنگی بر پايه احترام متقابل بنا شده است، اما به معنای پذيرش تمامی روايات و ديدگاه‌ها نيست. ما نمی‌توانيم نظراتی را که می‌خواهند گروهی را از صحنه جامعه حذف کنند تحمل کنيم. بنابراين از يک سمت ما با پذيرش بی‌چون و چرا مواجهيم و از سوي ديگر التزام وجود نوعی ملی‌گرايی و بيگانه‌ستیزی. با اين اوصاف من فکر می‌کنم در حال حاضر، اروپا در موقعيتی بسيار حساس و گيج کننده قرار دارد.
آرش البرزی

یک هنرمند ایرانی به فرانسه پناهنده شد

به گزارش خبرگزاری فرانسه ، این جوان بیست و سه ساله به نام "افشین غفاریان" در جریان نمایش برروی صحنه در شهر "مولهایم" آلمان به هنگام پایان نقش با سر دادن شعار " آزادی برای ایران ، همبستگی با مردم ایران ، رای من کجاست ؟" از صحنه خارج وپس از آن محل اقامت خود را ترک گفت.
به گزارش خبرگزای فرانسه ، افشین غفاریان درایران به علت شرکت در تظاهرات خیابانی با فراخوان "جنبش سبز" دستگیر و با وثیقه ای ده هزار یوروئی آزاد گردیده بود. وی گفته است ، ازاینکه به وی به همراه گروه رقص ، اجازه خروج کشورداده شده ، غافلگیر شده است.
رادیو فرانسه :به گزارش منابع خبری یک شهروند ایرانی که در فرانسه فعالیت های هنری دارد موجبات سفر و اقامت این جوان ایرانی در فرانسه را فراهم آورده است. یک مسئول آموزشگاه های رقص فرانسه به خبرگزاری فرانسه گفته است که " مرکز بین المللی رقص در پاریس " وضعیت این جوان ایرانی را در مد نظر دارد.

فيلم : مصاحبه کروبی با تلويزيون هلند فکر نميکردم برخورد به اين گستردگی و وحشيگری باشد

عکس : ادامه شعار نویسی و پخش اعلامیه در دانشگاه رازی

در روزهای اخیر و با نزدیک شدن به 16 آذر در دانشگاه رازی شعارنویسی و سبز نمودن فضای دانشگاه با استفاده از اسپری و ماژیک سبز توسط دانشجویان شدیدا افزایش یافته به گونه ای که این شعارها در تمامی مسیرها ی رفت و آمد و بیشتر کلاس ها و سلف سرویس و حتی سرویس های بهداشتی به وضوح دیده می شوند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اقدامات در پی سرکوب شدید و عدم دادن مجوز به نشریات و بر خورد سنگین با فعالان دانشجویی در دانشگاه رازی کرمانشاه صورت گرفته است.
اختناق و سانسور شدید نشریات در این دانشگاه به گونه ای است که حتی به محافظه کارترین نشریات این دانشگاه نیز اجازه انتشار داده نمی شود. طی ماه های گذشته نیز تعدادی از نشریات این دانشگاه توقیف شده اند.
در این شرایط بسیاری از دانشجویان با روی آوردن به پخش شب نامه و اعلامیه به عدم اعطای مجوز برای نشریاتشان واکنش نشان داده اند.
طی روزهای اخیر نیز به تعداد افراد حراستی و بسیجی این دانشگاه افزوده شده تا مانع از اعتراضات دانشجویان در این دانشگاه شوند.

درخواست برای روشن شدن 'زوایای نامعلوم' قتل کیانوش آسا

بی بی سی فارسی: منابع خبری اصلاح طلبان در ایران می گویند که خانواده کیانوش آسا، یکی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات در این کشور، خواهان روشن شدن ابهامات در مورد چگونگی قتل او و محاکمه عاملان آن شده اند.
وبسایت هایی مانند کلمه (نزدیک به میرحسین موسوی) و ادوار نیوز (متعلق به سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی – ادوار تحکیم وحدت) متن نامه سرگشاده ای را منتشر کرده اند که توسط فاطمه فلاح (مادر) و کامران آسا (برادر) کیانوش آسا خطاب به رئیس قوه قضائیه ایران و کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی نوشته شده است.
در این نامه آمده است که آقای آسا روز ۲۵ خرداد در جریان تجمع معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ایران در میدان آزادی مفقود شده و جسد او حدود ۱۰ روز بعد در پزشکی قانونی توسط اعضای خانواده اش شناسایی شده است.
به نوشته خانواده آقای آسا، شاهدان عینی گفته اند که او را در حالی دیده اند که در اثر اصابت "تنها یک گلوله به پهلویش" زخمی شده بود، اما به هنگام مشاهده جسد او در پزشکی قانونی توسط اعضای خانواده، اثر اصابت گلوله دیگری هم بر گردن او دیده شده که معلوم نیست چه زمانی و توسط چه کسی به او شلیک شده است.
مادر و برادر آقای آسا در نامه سرگشاده خود نوشته اند که بر اساس اعلام پزشکی قانونی، جسد آقای آسا چهار روز بعد از حادثه ۲۵ خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده و آنها می خواهند بدانند در این چهار روز چه بر سر او آمده است.
طبق گفته های دوستان نزدیک، در آخرین لحظات حادثه تنها یک گلوله به پهلوی کیانوش اصابت می کند و زخمی می شود، بعد از آن کسی از او اطلاع ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاریخ ۲۹ خرداد یعنی ۴ روز بعد به پزشکی قانونی تهران تحویل می گردد، اما وقتی که ما جسد را روز سوم تیر شناسایی کردیم، دیدیم که گلوله دیگری هم به گردنش اصابت کرده است
بخشی از نامه سرگشاده خانواده آسا
در نامه سرگشاده اعضای خانواده آسا آمده است: "گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اینکه گلوله های موجود در بدن از یک جنس یا جنس های متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد اشاره ای نکرده است".
آنها از قوه قضائیه و نمایندگان مجلس ایران خواسته اند که در مورد "زوایای نامعلوم" قتل آقای آسا تحقیق کنند و ببینند که او "قبل از مرگ، یعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرایطی بوده؟ کدام روز جان خود را از دست داده؟ محل نگهداری اش کجا بوده و آیا بدن زخمی اش تحت درمان مناسبی قرار گرفته است یا نه"؟
مادر و برادر آقای آسا خواسته اند که نتیجه تحقیقات قوه قضائیه و مجلس در اختیار آنها قرار گیرد و "قاتل یا قاتلان" او محاکمه و مجازات شوند.
کیانوش آسا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران کشته شد و پیکرش در زادگاهش، شهر کرمانشاه به خاک سپرده شد.
کامران آسا، برادر کیانوش اواسط مردادماه در گفت و گویی با بی بی سی فارسی گفته بود که اعضای خانواده آسا در مورد قتل برادرش به قوه قضائیه شکایت کرده اند و پرونده ای در این زمینه تشکیل شده است.
مأموران حکومتی با تظاهراتی که پس از مراسم چهلم کیانوش آسا در کرمانشاه به راه افتاد برخورد کردند و ۱۰ تن از تظاهرکنندگان را بازداشت کردند، اما بازداشت شدگان پس از ۲ روز آزاد شدند.

فراخوان وبلاگ نویسان برای متوقف کردن حکم اعدام برای پنج متهم به حوادث پس از انتخابات

اعدام جنایتی است که با آگاهي صورت می‌گیرد. .حکومت ايران اعدام را به مثابه اهرم کنترل و فشار در جامعه اعمال می‌کند و به اشکال مختلف شهروندان ایرانی را به قتل می‌رساند. نه تنها بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان در خطر مرگ قرار دارند بلکه افراد عادی نیز از ماجراجویی های نیروهای انتظامی و بسيج ایران در امان نیستند.اعدام های بدون دلیل , اعدام های شتاب زده و اعدام های خیابانی در ایران روز به روز شدت می‌گیرد.
هم‌اکنون از سوی دادگاه انقلاب، برای پنج متهم به نام‌های محمد رضا علی زمانی _ آرش رحمانی‌پور _ رضا خادمی _ حامد روحی‌نژاد _ ناصر عبدالحسینی _حکم اعدام صادر شده است این متهمین را به اتهام شرکت در اغتشاشات و تبلیغات علیه نظام و عضویت درسازمان‌های مسلح و حتی بدون برخورداری از داشتن وکیل و حق دفاع قانونی، و بعد از آزار و شکنجه و اعتراف ‌گیری اجباری، در دادگاه‌های نمایشی به اعدام محکوم کردند و حالا به پای چوبه دار می‌برند. شواهد متعدی در دست است که این پنج متهم در زمان انتخابات در زندان بسر می‌بردند و در نتیجه نمی‌توانسته‌اند در تظاهرات و اعتراضات مردمی پس از انتخابات شرکت و فعالیت داشته باشند
ما وبلاگ نویسان امضا کننده این بیانیه خواهان توقف فوری مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی, آرش رحمانی پور؛ رضا خادمی, حامد روحی نژاد و ناصر . عبدالحسینی هستیم. ما به همه فعالین حقوق بشر؛ انسانهای آزادیخواه و سازمانهاي مدافع حقوق بشر هشدار ميدهيم که خطر تکرار فاجعه خونين قتل عام سال 67 بسيار جدی است و بر ما است که با جلوگیري از اجراي احکام اعدام از تکرار تلخ تاریخ و از قتل عام دستگیر شدگان جلوگيري کنيم... ,
با توجه به تایید حکم اعدا م محمدرضا علی زمانی و با توجه به تهدیدهای دولتی بخصوص سخنان آقای اژه ای در باره اعدام قریب الوقوع مخالفان ما یک بار دیگر همه انسان دوستان و فعالین حقوق بشر را به نجات جان این پنج نفر فرامی‌خوانیم .. ما از سازمان ملل ؛ صلیب سرخ بین المللی ؛ سازمان عفو بین الملل و همه سازمان های حقوق بشر می‌خواهیم که با فشار به دولت ايران مانع اجرای اين احکام اعدام شوند. ما از آقاي بان کی مون به عنوان رییس سازمان ملل متحد می‌خواهیم که به دولت ایران مسئوليت های خود در قبال قوانين حقوق بشر را گوشزد کرده و برای نجات جان شهروندان ايرانی همه اقدامات لازم حتی تعلیق عضويت ایران در سازمان ملل تا زمان التزام به قوانين حقوق بشر را به عمل آورند.
. ما همه وبلاگ نویسان و همه فعالين حقوق بشر و سازمانهاي حقوق بشر را به پیوستن به این کمپين و به اقدام فوری برای توقف مجازات اعدام در ایران به طور کلی و توقف مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی, آرش رحمانی پور؛ رضا خادمی, حامد روحي نژاد و ناصرعبدالحسینی به طور اخص فرا می‌خوانیم . .
وبلاگ نويسان علیه اعدام
فراخوان وبلاگ نویسان برای متوقف کردن حکم اعدام برای پنج متهم به حوادث پس از انتخابات

تهدید دوباره جمهوری اسلامی توسط وزیر امور خارجه آلمان

«گویدو وستروله» وزیر امور خارجه آلمان، بار دیگر رژیم ایران را به تشدید تحریمهای بین المللی تهدید کرد. به گزارش نشریه «اشپیگل» چاپ آلمان، وستروله روز چهارشنبه پس از دیدار با محمد البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین گفت: "مسلح شدن ایران به سلاح اتمی، گزینه ای نیست که ما بتوانیم آنرا بپذیریم. در صورتی که ایران در روند مذاکرات هسته ای همکاری نکند، برقرای تحریمهای جدید امکان پذیر خواهد بود. وی افزود: "اگر هیچ پیشرفتی در مذاکرات اتمی با حکومت ایران حاصل نشود، اقدامات تنبیهی از طریق شورای امنیت سازمان ملل دنبال خواهد شد."
اشپیگل می افزاید، پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان موسوم به گروه 1+5، بر سر صدور قطعنامه ای درآژانس علیه رژیم تهران به توافق رسیده اند.
در همین حال، یک دیپلمات غربی گفته است که جمهوری اسلامی به خاطر پنهان نگاه داشتن تاسیسات دوم غنی سازی اورانیوم در نزدیکی شهر قم باید محکوم شود.
به گزارش اشپیگل، وستروله وزیر امور خارجه آلمان امیدوار است که در نشست امروز شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین (پنجشنبه 26 نوامبر2009)، قطعنامه ارائه شده مورد حمایت گسترده اعضا قرار گیرد.
وزیر خارجه آلمان بر سر توافق فوری ایران با جامعه بین المللی در مناقشه هسته ای، به جمهوری اسلامی فشار می آورد.
وزیر امور خارجه آلمان گفته است که ما خواهان گفتگو و مذاکره برای پیدا کردن راه حلی بر سر مشکل هسته ای ایران هستیم ولی حکومت ایران باید بداند که صبر ما بی پایان نیست.
وستروله کوتاه مدتی پس از باز گشت از اسرائیل به آژانس خبری اتریش (ای.پی.ای) گفت: "مسلح شدن ایران به سلاح اتمی، تنها باعث نگرانی اسرائیل نیست، بلکه کل جامعه بین المللی از این بابت نگران است." وستروله بار دیگر تاکید کرد که آلمان در قبال اسرائیل مسئولیت ویژه ای احساس میکند.
«وستروله» در روزهای گذشته ضمن حمایت قاطع از امنیت و موجودیت اسرائیل مکرراً به رژیم ایران هشدار داده است که در مناقشه هسته ای، راه مذاکره و همکاری را پیشه کند و از رویارویی با جامعه جهانی بپرهیزد.
کشورهای غربی جمهوری اسلامی را متهم می کنند که تحت پوشش فعالیتهای صلح آمیز هسته ای، به دنبال ساخت بمب اتم است، ولی رژیم ایران می گوید که برنامه اتمی اش، غیر نظامی است!
مهدی فراهانی، برلین

وحشت رژیم از ۱۶ آذر: تهدید همزمان استادان و دانشجویان،احضار 150 دانشجو در یک روز

در حالی که گردانندگان دولت احمدی نژاد از یک سو با بسیج حراست ها و کمیته های انضباطی و محافل امنیتی در دانشگاه ها سعی در مهار اعتراضات دانشجویی دارند و احضارهای فله ای، تهدید و بازداشت فعالان دانشجویی در آستانه 16 آذر شدت گرفته، اخبار حاکی ازتشکیل یک کمیته ویژه دولتی برای تصفیه و اخراج اساتید علوم انسانی در دانشگاه ها است؛ خبری که روز گذشته با واکنش اعتراضی فعالان دانشجویی روبرو شد.
بنا به گزارش های خبری منابع دانشجویی، روز گذشته با ادامه تجمعات و اعتراضات دانشجویی در اعتراض به گسترش فضای سرکوب و خفقان در دانشگاه ها، برخوردهای انضباطی، احضارهای فله ای و تهدید دانشجویان علاوه بر دانشگاه های تهران، مازندران و شیراز، به دانشگاه های اهواز و نجف آباد هم رسید.
احضار 150 دانشجو در یک روز
به گزارش سایت رویداد روز گذشته دست کم 100 دانشجوی معترض دانشگاه آزاد اهواز به کمیته انضباطی احضار و به اخراج و تعلیق های بلند مدت تهدید شدند. در این گزارش علت احضار فله ای و تهدید دانشجویان اهوازی، شرکت آنان در تجمع اعتراضی این دانشگاه در روز سیزده آبان که منجر به تعطیلی این دانشگاه شد، اعلام شده است. کمیته انضباطی این دانشگاه برای تعدادی از دانشجویان احضار شده احکام سنگینی صادر کرده است.
دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز چندی پیش دراعتراض به حضور حمید رسایی نماینده مجلس و از حامیان تندرو احمدی نژاد دراین دانشگاه دست به اعتراض زدند و با سردادن شعارهایی علیه دولت کودتا و در حمایت از جنبش سبز، نماینده دولت را مجبور به ترک این دانشگاه قبل از سخنرانی کردند و دانشگاه را به تعطیلی کشاندند.
این گزاش همزمان از احضار بیش از 50 دانشجوی دیگر در دانشگاه آزاد نجف آباد خبر می دهد: دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد نیز به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی دانشجویان در روز سیزده آبان به کمیته انضباطی احضار و مورد تهدید قرار گرفته اند.
به نوشته رویداد، بعد از تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد در سیزده آبان، این دانشگاه چند بار دیگر شاهد اعتراضات دانشجویان به مسائل و مشکلاتی نظیر نصب دوربین مدار بسته در فضای دانشگاه و دانشکده ها، اجرای بخشی از طرح جداسازی جنسیتی در سرویس های رفت و آمد و نیز تشدید فضای امنیتی، بوده است.
گفتنی ست که طی یک ماه گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات دانشجویی در تهران و شهرستان ها تاکنون دست کم 60 فعال دانشجویی شناخته شده و ده ها دانشجوی معترض دیگر بازداشت و دست کم چهارصد تن صرفا به دلیل شرکت در تجمعات مسالمت جویانه با احکام حبس، شلاق و محرومیت موقت از تحصیل روبر شده اند.
تجمع و اعتصاب غذا در دانشگاه قزوین
با وجود تدابیر شدید امنیتی و حضور پرنگ بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی، دانشگاه بین المللی قزوین دیروز بار دیگر در اعتراض به تداوم بازداشت تعدادی از دانشجویان دربند این دانشگاه و تشدید جو امنیتی حاکم بر این دانشگاه، شاهد برگزاری تجمع اعتراضی و اعتصاب غذای دانشجویان بود.
به گزارش خبرنامه امیر کبیر، به دنبال بي خبري مطلق از وضعيت فرهاد فتحي، پيام حيدر قزويني و سعيد سكاكيان 3 دانشجوي دانشگاه بين المللي قزوين، دانشجويان اين دانشگاه كه از آزادي هم كلاسي هاي خود نااميد شده بودند از ساعت 11:30 صبح دیروز اقدام به اعتصاب غذا و تحصن در سكوت كردند. این تحصن و اعتصاب غذا به دلیل فشارها و تهدید های وارده به چند تن از دانشجويان از سوی نيروهاي امنيتي حاضر در محوطه دانشگاه، باعث شد که دانشجویان در حمایت از دانشجویان و تمامی زندانیان سیاسی شروع به سر دادن شعار کنند.
این منبع دانشجویی در خصوص جزئیات و حواشی تجمع و اعتصاب غذای دانشجویان قزوینی نوشته است: پیگیری های مدام برخی از دانشجویان و رایزنی هایشان با ریاست و مسئولین دانشگاه در خصوص دانشجویان دربند این دانشگاه به هیچ جایی نرسید. دکتر آل بویه ریاست دانشگاه بین المللی قزوین عملا از وظیفه ی خود که امنیت دانشجویان و فضای آرام است شانه خالی کرد و مسئولین دیگر نیز با جواب ندادن تلفن همراه خود و یا جواب های بی ربط سعی در سلب مسئولیت از خود داشتند. این در حالی است که یکی از مسئولین دانشگاه با بی شرمی اعلام کرد:" تحصن بی فایده است، آنها تا دو ماه دیگر بیرون نمی آیند در حالی که من معتقدم باید اعدام بشوند."
این گزارش در پایان می افزاید: مراجع قضایی در پاسخ به پیگیری های خانواده دانشجویان بازداشت شده اظهار بی اطلاعی کرده اما ستاد خبری اطلاعات قزوین توصیه کرده است که برای آزادی فرزندان شان در فکر سند و تهیه وثیقه باشند. ادامه فشارها به دانشجويان دانشگاه مازندران
در همین راستا دانشجويان دانشگاه مازندران نيز با فشارهاي عديده امنيتي خارج از دانشگاه مواجه شده اند. به گفته يكي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران كه پيش از اين از سوي دانشگاه منحل اعلام شده است در این مورد به روز مي گويد: "براي ايجاد فضاي ترس و وحشت در دانشگاه و براي جلوگيري از فعاليت دانشجويان در آستانه ي 16 آذر، تاكنون هفت نفر از دانشجويان دانشگاه مازندران به اداره اطلاعات شهرستان بابلسر احضار شده اند".
اين درحالي است كه پيش از اين هم تعدادي از دانشجويان این دانشگاه پس از حوادث انتخابات با حكم زندان مواجه شده اند. در اين مورد این دانشجو مي افزايد: "پس از صدور 48 ماه زندان تعزيري و مجازات شلاق براي هشت نفر از دانشجويان دانشگاه مازندران، هفت دانشجوي ديگر اين دانشگاه نيز در ارتباط با تجمع 12 آبان اين دانشگاه به اداره اطلاعات احضار شدند. نعمت الله رمضاني يكي از اين دانشجويان بود كه صبح يكشنبه همين هفته به اداره اطلاعات بابلسر احضار و پس از چند ساعت بازجويي به اداره آگاهي اين شهر منتقل و بازداشت شد. اين دانشجو پس از دو روز به قيد وثيقه آزاد شد اما اتهام وي برگزاري تجمع غيرقانوني اعلام شده كه منظور همان تجمع 13 آبان اين دانشگاه است".
او در ادامه بر شمردن اين گونه فشارهاي امنيتي مي گويد: "در ادامه ي فشارها به دانشجويان، سياوش رضائيان، بهنام فرازمند و سودابه سعيدي به كميته انضباطي احضار شدند. دليل احضار اين دانشجويان نيز تجمع 13 آبان در اين دانشگاه بوده است. تا كنون براي بهنام فرازمند دانشجوي رشته حسابداري اين دانشگاه يك ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات صادر شده است".
او افزود: "مهدي داوديان دیگر دانشجوي دانشگاه مازندران كه به اتهام ارتباط با بيگانگان مدت دو هفته را در اطلاعات ساري بازداشت بود، به قيد وثيقه آزاد شد".
دور جدید اخراج اساتید و هشدار دانشجویان
همزمان با این دستگیری و تهدید دانشجویان برخی منابع موثق، خبر از زمزمه های دولت کودتا و مسئولان وزارت علوم برای آغاز دور دیگری از بازنشسته کردن و اخراج اساتید برجسته دانشگاهی در آستانه 16 آذر دادند.
موج سبز آزادی روز گذشته با اعلام این خبر، از واکنش گسترده فعالان دانشجویی نسبت به این مساله خبر داد و نوشت: كمیته‌های ویژه‌ای با همکاری وزارت علوم و مسوولان دولت کودتا در همه دانشگاه‏ها برای بازنشسته كردن اجباری و اخراج اساتید تشکیل شده است. در همین رابطه شنیده شده که به زودی موج جدید اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید آغاز می‌شود... فعالین دانشجویی نیز در واکنش به این جریان در حال آماده شدن برای برخورد با این مساله هستند. فعالین دانشجویی هشدار داده‏اند که با شروع اخراج‌ها و بازنشستگی‌ها موج اعتصاب و تحصن‌های دانشجویی دانشگاه‏های سراسر کشور را فرا خواهد گرفت. در دوره قبلی ریاست جمهوری احمدی نژاد اساتیدی چون سعید حجاریان، محسن كدیور، محمدتقی احمدی، ابوالفضل شكوری، هاشم آقاجری، مسعود غفاری، حاتم قادری در دانشگاه تربیت مدرس ممنوع‏التدریس شدند. همچنین اساتید سایر دانشکده‌ها از جمله دانشکده الهیات، ادبیات و حقوق و علوم سیاسی چون محمد مجتهد شبستری، عالم‌ زاده و علی‌آبادی، آشوری، سیدعلی آزمایش، حسن‏علی درودیان، حسین بشیریه، هادی سمتی، احمد ساعی صفایی، میرجلال‌الدین کزازی، رضا رییس‌طوسی و عراقی نیز با عنوان اساتید "غیرممتاز"‏ اجبارا بازنشسته شدند. اساتیدی چون دکتر حسین بشیریه به نقش داشتن در اشاعه تئوری‌های "انقلاب مخملی" متهم شدند و انگ توطئه‌گر به برچسبی برای خلاصی از دست اساتید باسابقه تبدیل شد.
سامناک آقایی روز